تبلیغات
شهدای دفاع مقدس شهر ترکالکی - عملیات کربلای 4 عملیاتی که لو رفت ... 1365/10/3











 

 





تصرف فاو و راس البیشه که ایران را با کویت همسایه کرده و راه زمینی عراق را به شمال خلیج فارس قطع کرده بود ، می توانست با تصرف ابوالخصیب کامل شود . با این اقدام کل شبه جزیره فاو آزاد می شد ، موقعیت ایران در خلیج فارس بیش از پیش تقویت می گردید و نیز بصره از جنوب در خطر سقوط قرار می گرفت . سپاه در نظر داشت که این عملیات را بلافاصله پس از عملیات والفجر8 انجام دهد ، لیکن بدان جهت که سازمان رزم سپاه متکی به نیروهای پیاده بود و 75 روز جنگ در فاو ضرورت بازسازی یگان ها را ایجاد می کرد ، عملا اجرای عملیات در زمان مورد نظر میسر نشد . از سوی دیگر ، سپاه برای اجرای یک عملیات با موفقیت تضمین شده ، در خواست 1500 گردان داشت تا از سه منطقه هور ، شرق بصره و ابوالخصیب به دشمن هجوم برد ، لیکن با توجه به مقدورات کشور ،  250 گردان آماده شد و طرح ریزی عملیات تنها برای محور ابوالخصیب صورت گرفت . نام گذاری سال 1365 به  " سال سرنوشت " و تاکید بر اجرای عملیات سرنوشت ساز امیدواری مسئولان کشور و فرماندهان جنگ به نتایج این عملیات را نمایان می ساخت . سپاه برای اولین بار در یک تدارک وسیع موفق شده بود 300 گردان رزمی را برای یک عملیات ، سازمان دهی ، تجهیز و آماده کند که این در طول جنگ بی سابقه بود . با شروع عملیات ، شواهد و قرائن نشان می داد که دشمن از طرح عملیات خودی آگاه شده و با آمادگی و هوشیاری کامل ، مهم ترین معبر عملیاتی را مسدود ساخته است . بدین ترتیب دشمن دو طرف معبر کم عرض آبی ام الرصاص را که از آن با عنوان تنگه عملیات یاد می شد مسدود کرد . اما این هوشیاری دشمن که با دریافت اطلاعات ماهواره ای و جاسوسی از امریکا حاصل شده بود ، نتوانست از شکسته شدن خطوط مستحکم ارتش عراق جلوگیری کند . اجرای انبوه آتش دشمن روی نقاط خاص و حساس اروندرود ، سازمان غواص های خط شکن و نیز قایق سواران را ، که موج دوم و سوم اجرای عملیات را تشکیل می دادند ، برهم زده بود ، اما نیروهای غواص از تنگه گذشته و در جزیره بلجانیه پیاده شدند . در محورهای دیگر نیز با شکسته شدن خطوط دشمن در جزایر  سهیل و ام الرصاص جنگ به خشکی کشیده شد . در این عملیات برای نخستین بار خط دشمن در شلمچه نیز شکسته شد ، اما با وجود شکسته شدن خطوط دشمن ، امکان تداوم عملیات میسر نگردید ، لذا به منظور حفظ قوا و طراحی عملیاتی دیگر ، از ادامه نبرد صرف نظر شد .


نـام‌ عـمـلـیـات :  كـربــلای‌ 4  (آبـی‌ - خـاكـی) عملیاتی که لو رفت

زمان‌ اجرا :  1365/10/3  طـی 2 روز 

رمز عملیات :  محمد رسول‌ الله (ص)

منطقه عملیاتی : شلمچه ، ابوالخصیب ، جزایر دهانه‌ شمال‌ غربی‌ خلیج‌ فارس‌ ، جزیره مینو ، ام‌ الرصاص‌

اهداف‌ عملیات :  تصرف‌ جزیره‌ ام‌ الرصاص‌ و ابوالخطیب‌

--------------------------------------------------------------------

اسـرای سـرافـراز عـمـلـیـات کـربــلای 4 شـهـر تـرکـالـکـی :

1 - آزاده سـرافـراز  بـرادر  حـاج مـحـمـدعـلـی  عـبـادی نـیـا




 

================================================
دانلود فایل صوتی روایت تکان دهنده از عملیات کربلای 4  (عملیاتی که لو رفت )

گردان غواصی یاسین
راوی برادر جانباز سرافراز علیرضا دلبریان


================================================

شهدای مظلوم کربلای 4...

السلام علیک ایها الشهدا والصدقین

با سلام به تمامی همسنگران عزیز

رفتیم و برگشتیم با کلی آرزو
 
غروب شلمچه...

نسیم کربلا...

کنار شهدا...

صورت خادما...

گریه زائرا...

نوحه نوکرا...

روضه مادرم زهرا(سلام الله علیها)...

همش گذشت...

ما ، ماندیم تنهای تنها...

چه کنیم حالا...

خیلی جاها رفتیم...

از جمله علفمه ، کربلای 4...



میخام از شهدای مظلوم کربلای 4 براتون بگم که کمتر ازشون یاد میشه



درجنگ تحمیلی عملیاتهای زیادی انجام شد که اکثر قریب به

اتفاق آنها به قسمت اعظم نتایج پیش بینی شده خود دست

یافتند، اما در این میان کربلای چهار یک استثناست. این عملیات

که با هدف تصرف بصره در شامگاه سوم دی ماه ۱۳۶۵ شروع

شده بود به فاصله ۲۴ ساعت بعد شکست خورد و در ساعت

۲۳:۴۵ دقیقه روز چهارم دی ماه دستور توقفش صادر شد.
عملیات کربلای ۴ هیچ گاه مظلومیت و شجاعت رزمندگان را فراموش نمی کند. عملیاتی که رادارهای آمریکائی
به جبران قضیه مک فارلین، تمام جزئیات عملیات را به عراقی ها داده بودند. رمز عملیات یا محمد(ص) بود که
ساعت ۲۲:۴۵ روز سوم دیماه سال ۶۵ اعلام شد. مظلومیت شهدای عملیات کربلای چهار تداعی کننده غربت
و مظلومیت اباعبدالله الحسین (ع) و یاران باوفایش در روز عاشورا است.
 
 
طرح عملیات
چهار منطقه شلمچه، ابوالخصیب، مقابل ام الرصاص و جزیره مینو – به این دلیل که به لحاظ مانور، آتش، عقبه و
پشتیبانی به هم وابسته اند – برای انجام این عملیات بزرگ انتخاب گردید. بر همین اساس، هر یک از چهار
منطقه فوق به عنوان خط حد یک قرارگاه عملیاتی تعیین شد:
قرارگاه نجف: از شمال پنج ضلعی شلمچه تا جزایر بوارین و ام الطویله پیشروی در محور شلمچه
قرارگاه قدس: انجام حرکت اصلی عملیات با عبور از تنگه ام الرصاص – بوارین و پیشروی در محور پتروشیمی و
ابوالخصیب.
قرارگاه کربلا: مقابله با پاتک دشمن از مقابل جزیره ام الرصاص، تامین کل منطقه و پیشروی تا جاده دوم و
سوم.
قرارگاه نوح: تامین جناح چپ و پیشروی در مقابل جزیره مینو.
هم چنین، یگان های تحت امر این قرارگاه ها می بایست طی شش مرحله به اهداف نهایی خود – از شمال به
تنومه و از جنوب به پشت کانال بصره برسند.


 
شرح عملیات
عملیات می بایست در ساعت ۲۲:۳۰ مورخ ۳/۱۰/۱۳۶۵ آغاز شود. به همین خاطر غواص های خودی ساعاتی
قبل به درون آب رفته و به سمت خط دشمن حرکت کردند. در این میان، نیروهای دشمن که کاملا آماده و
هوشیار بودند ضمن پرتاب منور، با تیربار و خمپاره به طرف نیروهای ایرانی شلیک می کردند. در مجموع، عملیات
خارج از کنترل و هدایت فرماندهی قرار گرفته بود و قبل از هر دستوری یگان ها با توجه به نوع وضعیت و
هوشیاری و عکس العمل دشمن به محض رسیدن به ساحل، درگیری را آغاز می کردند. در این حال، رمز
عملیات (یا محمد) حدود ساعت ۲۲:۴۵ اعلام شد و نیروهای عمل کننده فقط توانستند در جزایر سهیل، قطعه،
ام الرصاص، ام البابی و بلجانیه نفوذ کنند و در بعضی مناطق نیز به صورت موضعی رخنه نمایند.
در مقابل، نیروهای دشمن با پرتاب پی در پی منور و اجرای چند مورد بمباران کنار نهر عرایض (عقبه برخی از
یگان ها) و هم چنین اجرای آتش موثر روی رودخانه اروند، عملا سازمان غواص ها و نیز نیروهای موج دوم و سوم
را به هم زد. به طوری که نیروهای یگان های مجاور بعضا پراکنده شده و اغلب نمی توانستند روی هدف عمل
نمایند.
یکی از مناطق حساس عملیات، جزیره ام الرصاص و نوک بوارین بود که به رغم تلاش بسیاری که برای تصرف آن
انجام شد، به خاطر هوشیاری دشمن امکان ادامه درگیری از میان رفت. دشمن با شلیک پرحجم تیربار روی آب،
از عبور نیروها از تنگه ام الرصاص – بوارین جلوگیری کرد. مضافا به این که به خاطر حساسیتی که دشمن
نسبت به ام الرصاص داشت، در پدافند آن از ۹ رده مانع طبیعی و مصنوعی بهره می برد، به طوری که هرگاه از
هر خط عقب رانده می شد، در خط بعدی که نسبت به خط قبلی اشراف و تسلط داشت، مقاومت می کرد.
در این حال، با توجه به هوشیاری دشمن، امکان ادامه عملیات میسر نبود، لذا به منظور حفظ قوا و طراحی
مجدد عملیات آتی، از ادامه نبرد اجتناب شد.
 
خلاصه گزارش عملیات
نام‌ عملیات: كربلای‌ ۴ (آبی‌ - خاكی)
زمان‌ اجرا: ۳/۱۰/۱۳۶۵
مدت‌ اجرا: ۲ روز
تلفات‌ دشمن‌: ۷۰۶۰ كشته، زخمی‌ و اسیر
رمز عملیات: محمد رسول‌ الله
مكان‌ اجرا: جزایر دهانه‌ شمال‌ غربی‌ خلیج‌ فارس‌ - جنوبی‌ترین‌ محور جنگ‌
ارگان‌های‌ عمل‌كننده: رزمندگان‌سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌
اهداف‌ عملیات: تهدید شهر بصره‌ از سمت‌ جنوب‌ و تصرف‌ جزیره‌ ام‌ الرصاص‌ و ابوالخطیب‌ عراق‌ و محاصره‌
نیروهای‌ دشمن‌ در شبه‌ جزیره‌

 
 

ای کاش من شهید نشوم!
جانباز سید جواد کافی یکی از غواصان گردان یاسین در عملیات کربلای ۴ است. از ۱۲۰نفری که در گردان
یاسین بودند فقط ۴ نفر برگشتند که یکی هم این رزمنده نوجوان بود. آنها ۸ روز در میان نیزارهای جزیره ماهی
مقاومت کردند و به طور معجزه آسایی زنده ماندند. سید جواد که در زمان عملیات ۱۶ سال بیشتر نداشت،
خاطرات آن ۸ روز را این چنین بیان می کند.
 
قرار بود دو گردان نوح و یاسین از لشگر ۲۱ امام رضا به جزیره ماهی برویم و به عنوان خط شکن این جزیره را
بگیریم تا بعد بچه ها با قایق بیایند و تا بصره پیشروی کنیم.
شب عملیات فرماندهان، ما را به دو صف کردند، حدود ۱۲۰ نفر غواص بودیم. قرار شد سه نفر سرشان بیرون از
آب باشد تا بچه ها در مسیر گم نشوند.
ما از نهر خیم وارد رودخانه شدیم. آب رودخانه در حالت مد بود. من مسؤول دسته بودم و سرم از آب بیرون بود.
آن قدر شدت آب زیاد بود که ما حتی یک «فین» ( کفش مخصوص غواصی) هم نزدیم.
تقریباً به نوک ماهی نزدیک شده بودیم که یک دفعه هواپیمای عراقی آمد و «فیدر» زد. ( فیدر منور هایی است
که حدود یک ربع از ساعت در آسمان روشن است و مثل روز منطقه را روشن می کند) تا هواپیما «فیدر» زد، ها
به هم ریختند؛ چون انتظار چنین چیزی را نداشتیم.
زیر نور فیدر من همه جا را به خوبی می دیدم. یک چهار لول نوک جزیره ماهی گذاشته بودند که تیر رسام
(تیرهایی که روشن است و وقتی به طرف شما می آید ما به خوبی آن را می بینی) به عمق آب شلیک می
کرد. وحشتناک و غیرقابل پیش بینی در تله افتاده بودیم!
در همان حال از خدا درخواستی کردم که هنوز که هنوزه به خاطر آن درخواست می سوزم و خودم را نمی
بخشم. در دل گفتم: خدایا ای کاش من شهید نشوم!

مرا اول به بیمارستان صحرایی، بعد به بیمارستان اهواز و در آخر یک ماه در بیمارستان اراک
بستری کردند. وقتی برای مرخصی به خانه رفتم به کوچه مان (کوچه جوادیه در خیابان طبرسی)
که رسیدم، با عصا داشتم به سمت خانه می رفتم که مادرم را دیدم. گفتم سلام علیکم. سرش
را بالا کرد و یک نگاهی به من کرد و گفت سلام آقا و بعد رد شد. گفتم مادر منم، جواد. گفت ای
جواد تویی! مادرم مرا نشناخت.

. . . یا حق . . .
===========================================
عملیات کربلای 4

براساس راهبرد نظامی ارائه شده از سوی سپاه پاسداران به مسئولین کشور، برای نیل به پیروزی در جنگ می بایست در جبهه جنوب، جاده های شمالی و جنوبی بصره و نیز در جبهه شمالی، جاده های مواصلاتی کرکوک به بغداد قطع و یا تهدید شوند و در نتیجه، صدور نفت عراق به خارج کاملا قطع گردد و سپس حرکت اصلی به سمت بغداد آغاز شود.

بر همین اساس، محاصره و سپس تصرف شهر بصره به عنوان هدف عملیات اصلی سپاه پاسداران در سال 1365 مورد توجه قرار گرفت که برای تحقق آن به کارگیری حدود 500 گردان و آن هم از سه محور ضرورت یافت لیکن به دلیل مشکلاتی همچون ضعف امکانات نظامی تنها یک محور – به عنوان تنها راه باقی مانده جنگ در جبهه جنوب – انتخاب شد.

به عبارت دیگر، پس از حذف دو محور احاطه ای (هور و فاو) منطقه شلمچه و ابوالخصیب به منظور انجام عملیاتی بزرگ و سرنوشت ساز برگزیده شد.


اهداف عملیات

تصرف شهر بصره و تهدید جاده صفران – بصره

منطقه عملیات

منطقه عملیاتی ابوالخصیب و شلمچه دارای ارزش ها و ویژگی های مهم سیاسی و نظامی است و می توان آن را مهم ترین منطقه عملیاتی در جبهه جنوب دانست.

مرکز این منطقه، نخلستان های اطراف اروندرود – حد فاصل جزیره بلجانیه تا بصره است – که عرض آن 4 تا 5 کیلومتر و طول آن حدود 15 کیلومتر می باشد.

زمین منطقه عملیاتی از دو جهت دارای خصوصیات مهمی می باشد:

1- وجود نهرها و کانال های کشاورزی که عمق مناسبی دارد و از آن ها می توان برای پدافند استفاده کرد.

2- جناحین منطقه عملیاتی که از شمال به آب گرفتگی شلمچه و کانال ماهی گیری و از جنوب به خور زبیر و زمین های باتلاقی اطراف آن منتهی می شود و دشمن در آن قدرت پاتک ندارد.

استعداد دشمن

شمال منطقه عملیاتی در حوزه استحفاظی سپاه سوم و جنوب آن در حوزه استحفاظی سپاه هفتم عراق قرار داشت. لشکر 11 پیاده از سپاه سوم و لشکر 15 پیاده از سپاه هفتم در منطقه حضور داشتند. در ذیل اسامی کلیه یگان هایی که قبل و حین عملیات در منطقه حضور یافتند، آورده شده است:

یگان های پیاده

تیپ های 19، 22، 104، 111، 802 ، 805، 107، 102، 702، 420، 421، 429، 45، 112، 47، 23، 238، 436، 802، 501، 402، 117 و 28

یگان های زرهی

تیپ های 16، 30 و یک گردان مستقل

یگان های مکانیزه

تیپ های 25 و 8

گارد ریاست جمهوری

تیپ های 2 و 4 از لشکر1 کماندویی و تیپ های 7 و 8 از لشکر 2 پیاده

نیروی مخصوص

تیپ های 66 و 68

کماندو

تیپ4 کماندویی ستاد کل و گردان کماندویی لشکر 26

جیش الشعبی

قاطع 58 المثنی

قوای خودی

هدایت فرماندهی عملیات بر عهده قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء (ص) سپاه پاسداران بود و چهار قرارگاه عملیاتی نیز اجرای آن را بر عهده داشتند.

قرارگاه نجف هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت :

لشکر 19 فجر

لشکر 5 نصر

لشکر 17 علی ابن ابی طالب (ع)

لشکر 155 ویژه شهدا

تیپ 21 امام رضا (ع)

تیپ 57 حضرت اباالفضل (ع)

تیپ 12 حضرت قائم (ع)

4 گردان توپخانه

قرارگاه قدس و لشکر 25 کربلا هدایت نیروهای زیر به عهده داشتند

لشکر 41 ثارالله (ع)

لشکر 10 سید الشهدا(ع)

4 گردان توپخانه

قرارگاه کربلا

لشکر 27 محمد رسول الله (ص)

لشکر 14 امام حسین (ع)

لشکر 8 نجف اشرف

لشکر 31 عاشورا

تیپ 44 قمربنی هاشم (ع)

لشکر 32 انصار الحسین (ع)

4 گردان توپخانه

قرارگاه نوح هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت

لشکر 7 ولی عصر (عج)

تیپ 33 المهدی (عج)

تیپ 18 الغدیر

ناو تیپ امیرالمومنین (ع)

4 گردان و 1 آتش بار توپخانه

هم چنین، دو تیپ توپخانه تحت امر قرارگاه مرکزی بودند

تیپ 63 خاتم الانبیاء (ص) با 4 گردان و 2 آتش بار

تیپ 15 خرداد با 4 گردان و 2 آتش بار

ضمناً از مجموع 352 گردان مورد نیاز، حدود 250 گردان آماده گردید که یگان های عمل کننده هر یک بین 7 تا 24 گردان را سازماندهی کرده و در خود جای دادند.

طرح عملیات

چهار منطقه شلمچه، ابوالخصیب، مقابل ام الرصاص و جزیره مینو – به این دلیل که به لحاظ مانور، آتش، عقبه و پشتیبانی به هم وابسته اند – برای انجام این عملیات بزرگ انتخاب گردید. بر همین اساس، هر یک از چهار منطقه فوق به عنوان خط حد یک قرارگاه عملیاتی تعیین شد:

قرارگاه نجف: از شمال پنج ضلعی شلمچه تا جزایر بوارین و ام الطویله پیشروی در محور شلمچه

قرارگاه قدس: انجام حرکت اصلی عملیات با عبور از تنگه ام الرصاص – بوارین و پیشروی در محور پتروشیمی و ابوالخصیب.

قرارگاه کربلا: مقابله با پاتک دشمن از مقابل جزیره ام الرصاص، تامین کل منطقه و پیشروی تا جاده دوم و سوم.

قرارگاه نوح: تامین جناح چپ و پیشروی در مقابل جزیره مینو.

هم چنین، یگان های تحت امر این قرارگاه ها می بایست طی شش مرحله به اهداف نهایی خود – از شمال به تنومه و از جنوب به پشت کانال بصره برسند.

شرح عملیات

عملیات می بایست در ساعت 22:30 مورخ 3/10/1365 آغاز شود. به همین خاطر غواص های خودی ساعاتی قبل به درون آب رفته و به سمت خط دشمن حرکت کردند. در این میان، نیروهای دشمن که کاملا آماده و هوشیار بودند ضمن پرتاب منور، با تیربار و خمپاره به طرف نیروهای خودی شلیک می کردند. در مجموع، عملیات خارج از کنترل و هدایت فرماندهی قرار گرفته بود و قبل از هر دستوری یگان ها با توجه به نوع وضعیت و هوشیاری و عکس العمل دشمن به محض رسیدن به ساحل، درگیری را آغاز می کردند. در این حال، رمز عملیات (یا محمد) حدود ساعت 22:45 اعلام شد و نیروهای عمل کننده فقط توانستند در جزایر سهیل، قطعه، ام الرصاص، ام البابی و بلجانیه نفوذ کنند و در بعضی مناطق نیز به صورت موضعی رخنه نمایند.

در مقابل، نیروهای دشمن با پرتاب پی در پی منور و اجرای چند مورد بمباران کنار نهر عرایض (عقبه برخی از یگان ها) و هم چنین اجرای آتش موثر روی رودخانه اروند، عملا سازمان غواص ها و نیز نیروهای موج دوم و سوم را به هم زد. به طوری که نیروهای یگان های مجاور بعضا پراکنده شده و اغلب نمی توانستند روی هدف عمل نمایند.

یکی از مناطق حساس عملیات، جزیره ام الرصاص و نوک بوارین بود که به رغم تلاش بسیاری که برای تصرف آن انجام شد، به خاطر هوشیاری دشمن امکان ادامه درگیری از میان رفت. دشمن با شلیک پرحجم تیربار روی آب، از عبور نیروها از تنگه ام الرصاص – بوارین جلوگیری کرد. مضافا به این که به خاطر حساسیتی که دشمن نسبت به ام الرصاص داشت، در پدافند آن از 9 رده مانع طبیعی و مصنوعی بهره می برد، به طوری که هرگاه از هر خط عقب رانده می شد، در خط بعدی که نسبت به خط قبلی اشراف و تسلط داشت، مقاومت می کرد.

در این حال، با توجه به هوشیاری دشمن، امکان ادامه عملیات میسر نبود، لذا به منظور حفظ قوا و طراحی مجدد عملیات آتی، از ادامه نبرد اجتناب شد.

نتایج عملیات

میزان تلفات و ضایعات وارده بر دشمن به شرح ذیل می باشد:

حدود 8000 کشته و زخمی

حدود 60 اسیر

انهدام حدود 70 دستگاه زرهی، مکانیزه و خودرو

انهدام تعداد زیادی سلاح سبک و نیمه سنگین

خلاصه گزارش عملیات :

نام‌ عملیات: كربلای‌ 4 (آبی‌ - خاكی)

زمان‌ اجرا: 3/10/1365

مدت‌ اجرا: 2 روز

تلفات‌ دشمن‌: ۷۰۶۰ كشته، زخمی‌ و اسیر

رمز عملیات: محمد رسول‌ الله

مكان‌ اجرا: جزایر دهانه‌ شمال‌ غربی‌ خلیج‌ فارس‌ - جنوبی‌ترین‌ محور جنگ‌

ارگان‌های‌ عمل‌كننده: رزمندگان‌سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌

اهداف‌ عملیات: تهدید شهر بصره‌ از سمت‌ جنوب‌ و تصرف‌ جزیره‌ ام‌ الرصاص‌ و ابوالخطیب‌ عراق‌ و محاصره‌ نیروهای‌ دشمن‌ در شبه‌ جزیره‌ .

=====================================================================






نقشه عملیات

 

==========================================================

امداد غیبی در عملیات کربلای 4 عملیاتی که لو رفت


شب عملیات بود،قرار بود گروه ان غواصی ما از رودخانه عبور کند و از 30 متری عراقی ها رد بشود و به عقبه که 9 الی 10 کیلومتر دورتر بود حمله کند و خط را بشکند.سخت ترین مرحله کار عبور از رودخانه بود. ما برای این کار از مدتها پیش طرهها و برنامه های زیادی را بررسی کرده بودیم. زیرا عبور 200 نفر غواص از رودخانه، از فاصله 30 متری دشمن کار بسیار سختی بود.برای این کار ما نوعی طناب را تهیه کردیم که در فاصله ای معین این طناب 2 حلقه به دو سمت طراحی شده بود که افراد گروهان 2 به 2 در کنار هم(یک نفر سمت راست و دیگری سمت چپ طناب)قرار گرفته و مچ های خود را در حلقه قرار دهند.دلیل این حرکت این بود که:


1- اگر یک غواص به سمت چپ یا راست منحرف شد، کل ستون به سمت چپ یا راست منحرف شود تا کسی از بچه ها از خط گروهان جدا نشود.
2- اگر یک غواص در وسط ستون دچار مشکل شد، نفر کناری کم کاری یا عدم حرکت او را جبران کند.در این صورت حرکت ستون متوقف نمی شد.
بعد از طراحی و ساخت طناب اون رو به دست یکی از بچه ها دادم و گفتم: تو تا لب رودخانه هیچ کاری نباید بکنی الّا این که این طناب رو سالم برسونی اونجا گره یا لول بخورد.
شب عملیات وقتی به لب رودخانه رسیدم ، من شخصا به سر ستون رفتم و به اون برادر گفتم طناب بیاره.
اما از همون چیزی که می ترسیدم اتفاق افتاد. وقتی اومدم طناب رو باز کنم متوجه شدم طناب گره خورده. خیلی عصبانی شدم. دو سه تا حرفم به اون بسیجی زدم که مگه نگفتم مراقب طناب باش؟؟ اون هم گفت : به خدا مراقب بودم حاجی.....تقصیر من نبود.حالا چی بین ما ردّ و بدل شد مهم نیست و نبود. مهم این بود که طناب گره خورده بود و من هرچه تلاش می کردم طناب بیشتر گره می خورد و از اون طرف مسئول اطلاعات عملیات ما هی بهم می گفت: دلرباییان چی شد؟ زود باش! چون بدون طناب نمی شد از رودخانه رد شد. اونجا بود که سرو رو گرفتم بالا و گفتم:خدایا چرا؟چرا اینطوری شد؟ این همه سختی کشیدیم...
تو همین حین بود که یهو دیدم....

تتتتتتته...صدای رگبار دوشکا و 4 لول بعثی ها بلند شد.پشت سر هم منوّر بود که می رفت رو آسمون.
حالا ما مونده بودیم که چی شد؟از کجا فهمیدن ما اینجاییم؟اصلا فهمیدن؟ و.... .بعد از چند لحظه سرمو آروم از لای نی ها آوردم بیرون که ببینم چه خبره! آقا چشمتون روز بد نبینه...دیدم این خط جلوی بعثی ها که اونور رودخانه بودند همه بیدار و آماده باش رودخانه رو گرفتن زیر آتیش .
گشتهای عراقی هم را افتادن تو رودخانه و توی نیزارهارو کور میزنن. حدود یک ربع بعد یک هواپیمای بعثی اومد و روی منطقه منوّر ریخت.منطقه عین روز روشن شده بود و تکون نمی تونستیم بخوریم.من وقتی هواپیمارو دیدم با خودم گفتم چطوری هواپیما با این سرعت اومد رو منطقه؟تا اینا بیسیم بزنن به فرماندهی،اونام با نیرو هوایی خودشون هماهنگ کنن،تا هواپیما تیک آف کنه کلّی طول می کشه.بعد چطوری اینقدر سریع هواپیما اومد رو منطقه؟اونجا بود که شک کردم نکنه عملیات لو رفته و اینا از قبل آماده بودند؟
خلاصه تو این گیر و دار متوجه شدیم گروهان غواصی کنار ما که از بچه های لشکر 31 عاشورا بودند و موازی با ما حرکت می کردند زدن به آب و وسط آب گیر افتاده بودند.محشری به پا شده بود، بعثی های نامرد با گشتن بچه های ما تفریح می کردند.طوری تک تک بچه های غواص رو با تیر رسام می زدند.تیر های رسام به سر بچه ها می خورد طوری که غواص یک متر از آب می اومد بالا و دوباره می افتاد تو آب.واقعا صحنه های دردناکی بود.بچه ها رو جلوی چشمای ما شهید می کردند ولی ما نمی تونستیم کاری بکنیم چون تسلط بعثی ها روی رودخانه اونقدر زیاد بود که اگه دخالت می کردیم تنها نتیجه این بود که بچه های گردان ما هم شهید می شدند و عملا گروهان ما هم از بین میرفت و به همین دلیل پا رو احساسمون گذاشتیم و به حرف عقل گوش دادیم....
ما درست پشت نی زارها بودیم و بعثی ها ما رو نمی دیدند ولی گه گاهی تیرهای کوری که می زدند به بچه های ما می خورد.به بیسیم چی گفتیم با عقب تماس بگیر ببینیم چیکار باید بکنیم.دیدیم بیسیم هم آسیب دیده و قطعه.
من به مسئول اطلاعات عملیات و مسئول گروهان گفتم: آقا شما نمی دونید چی کار باید بکنیم؟
گفتند: نه
گفتم: من می دونم
گفتند: چی؟
گفتم: عقب گرد ...
از سر ستون شروع کردم وتا ته ستون تو گوش تک تک بچه ها گفتم: عقب گرد...عقب گرد.همه بچه همونطور نشته و در جا عقب گرد کردند و حرکت کردیم به سمت خاکریز خودی.همینکه رسیدیم دم خاکریز، یکی از بچه های اطلاعات عملیات لشکر اومد رو خاکریز و ....

یکی از بچه های اطلاعات عملیات اومد بالای خاکریز و داد زد که شما چرا دارین میاین عقب؟ مسئول شما کیه؟
فرمانده گروهان ما گفت: دلبرییان برو ببین این کیه تو این آتیش رو خاکریز داره داد می زنه و بچه هارو اینجا نگه داشته؟الان بچه هارو می زنن....
من از عقب ستون خودمو رسوندم به سر ستون و با عصبانیت گفتم: چته هی هوار می کشی؟چی میگی زیر این آتیش؟مسئول اینا منم،حرفتو بگو....
گفت:شماها چرا دارین می کشین عقب؟ شما باید از فرماندهی دستور بگیرید.
گفتم: فرماندهی دستور دیگه ای داده؟کاری نداره، من بچه هارو اینجا نگه می دارم تو برو ببین دستور چیه؟
گفت:باشه.فقط همینجا بمونیدها!
گفتم:باشه.از جامون تکون نمی خوریم
اما همین که رفت من بدون توجه به حرف و قولی که به اون داده بودم به بچه ها گفتم: همه پشت خاکریز...برین تو سنگرها.
وقتی بچه هارو تو سنگرها سازماندهی کردیم،رفتم عقب تا خبر بگیرم که چیکار باید بکنی؟ یهو چشمم افتاد به مجید مصباح(فرمانده اطلاعات عملیات لشگر).دیگه بهتر از این نمی شد.رفتم جلو و سلام علیک کردمو گفتم:آقا مجید چیکار کنیم؟
آقا مجید گفت: دلرباییان به بچه هاتون بگین برن عقب و خودشون رو برسونن به خرم شهر،هیچ کاری هم به گروهان و گردان و لشگر نداشته باشن،فقط بکشن عقب و خو دشون رو برسونن به خرمشهر.عملیات لو رفته،هر کی رفته که رفت.هر کی مونده عقب نشینی به سمت خرمشهر....اونجا من هم خوشحال شدم که تصمیمم درست بوده و هم ناراحت و نگران که چجوری بچه هارو ببریم عقب.
چشمتون روز بد نبینه...صبح روز بعد منطقه شده بود محشر کبری.بارون خمپاره و توپ میومد.وجب به وجب منطقه رو خمپاره 60 می زدند،طوری که دیگه تبر کلاش و دوشکا برامون مهم نبود.همینطور که داشتیم می اومدیم از رو سرمون و بغا گوشمون صدای ویز ویزه تیرهای کلاش می اومد.وقتی رسیدیم به مقر دیدیم یا ابلفضل...تویوتاها یکی یکی میان و بچه ها هم حمله میکنن و ماشین رو پر می کنند و تویوتاها هم تخته گاز می روند به سمت خرمشهر....
خلاصه ماهم با یکی از این تویوتاها برگشتیم خرمشهر.وقتی رسیدیم خرمشهر به ما گفتن اون یکی گروهان لشگر رفته و زده به خط دشمن!!.تصور کنید یک گروهان رفته جلو و با دشمن درگیر شده بدون اینکه بدونه عملیات لو رفته و عقبش قطع شده.....
هیچ کس نمی دونست سر اون گردان چی اومده...غربت و سکوت عجیبی بین بچه ها افتاده بود.تو تمام مدتی که تو جبهه بودم هیچ غم و غربتی سنگین تر از غمی که بعد لو رفتن عملیات کربلای 4 بخاطر مظلومیت اون برادرای از دست رفته رو دل بچه ها نشست ندیدم .بعد ها تلویزیون عراق رو گرفتیم که ببینیم چه بلایی سر بچه ها اومده.یادم نمیره بعثی ها چه رفتاری با بچه های ما می کردند....لایه نیزارها را می افتادند و به تک تک بچه ها حتی غواصی که فقط پاهاش تیر خورده بود تیر خلاص می زدند.....

اونجا بود که فهمیدم حکمت اون طناب گره خورده چی بود؟چون اگه اون طناب گره نمی خورد گرو هان ما هم می رفت و.......
و به این ترتیب گردان یا سین عملا برای عملیات کربلای 5 دیگه گروهان غوّاصی نداشت....

علل ناموفق بودن عملیات

بعد از فاش شدن قضیه مك‌فارلین (دبیر شورای امنیت ملی ریگان، رییس جمهور وقت امریكا) عراقی‌ها به امریكا بدبین شدند. امریكا برای به‌دست‌ آوردن دوباره اعتبار خود در قبال عراق سعی كرد با كمك جاسوسی و اطلاعاتی به این كشور به نحوی جبران مافات كند، بنابراین برای این كار دقیق‌ترین و جزئی‌ترین خبرها را درباره عملیات كربلای 4 در اختیار عراقی‌ها قرار داد. اظهارات مقامات عراقی در مورد اهداف عملیات و نتیجه آن حاكی از آن بود كه اطلاعات ارسالی به عراق حاوی نكات قابل ملاحظه‌ای بوده است. حتی رادیوی عراق پیشاپیش تبلیغات می‌كرد كه عملیات ایرانیان شكست خورده است و وزیر دفاع عراق ضمن تشكر از امریكا اظهار داشت: ما به خاطر این اطلاعات از آنان تشكر می‌كنیم اما به آنان خاطرنشان می‌كنیم كه در مقایسه با برخوردشان با ایران در این مورد تعادل برقرار نبوده‌است. تجربه دشمن از عملیات فاو و عبور غواص‌ها از اروند و نیز مسلح كردن زمین در محورهای حمله آن‌گونه كه امكان مقابله با مهاجمان را برای آن‌ها فراهم می‌ساخت.

 

به نقل از : برادر دلرباییان

==========================================================

عملیاتی که لو رفت - کربلای 4


در شرایـطی که منابـع صنعتـی و اقتصادی و مراکز آب و برق کشور هدف بمباران شدید و گسترده دشمن قرار داشت، در تاریخ 3/10/65 با چهار قرارگاه به نامهای نجف، قدس، کربلا و نوح عملیاتی آغاز شد با نام کربلای 4 و با رمز " یا محمد (ص) .

 
دشمن با استفاده از اطلاعاتی که توسط عوامل بیگانه در اختیارش گذاشته شده بـود، از هـوشیاری کامل برخوردار شده ، لذا بـا استفاده از تاکتیک های ضدغواص و شناور، مانع از انجام عملیات بر اساس پیش‌بینی‌های قبلی شد. دشمن از همان شب عملیـات بـا استفـاده از منورهــای پیاپی و اجرای چند مورد بمباران کنار نهر عرایض (عقبه برخی از یگانها) و همچنین اجرای آتش مؤثر بر روی رودخانه اروند، عملاً سازمان نیروهای غواص را به هم زد، به طوری که نیروها بعضاً پراکنده شده و عمدتاً نمی‌توانستند به طور دقیق روی هدف عمل نمایند.

یـکی از مناطـق حساس عملیات، جزیره ام‌الرصاص و نـوک بوارین بود که به رغم کوشش های بسیار که برای تصرف آن صورت گرفت، به خاطر اتش شدید دشمن امکان ادامه درگیری از میان رفت. دشمن با شلیک آتش تیربار روی آب به صورت ضربدری و بـاحجم زیـاد، مانـع عبـور نیروهـا از تنگـه ام‌الرصـاص ـ بـوارین شد بـه رغم کـوشش های بسیـار ، عملاً ادامـه نبرد بـدون اینکه چشم‌انداز روشنی داشته باشد با مشکلات عدیده‌ای توأم شد، لذا به منظور حفظ قوا و طراحی مجدد عملیات آتی، از ادامه نبرد اجتناب شد.

علل عدم موفقیت عملیات :

در میان عوامل متعددی که سرنوشت عملیات کربلای 4 را رقم زد دو عامل بیش از بقیه تعیین کننده بود:

دشمن با استفاده از اطلاعاتی که توسط عوامل بیگانه در اختیارش گذاشته شده بـود، از هـوشیاری کامل برخوردار شده ، لذا بـا استفاده از تاکتیک های ضدغواص و شناور، مانع از انجام عملیات بر اساس پیش‌بینی‌های قبلی شد.

الف: افشا شدن عملیات :

نحوه برخورد نظامی عراق با عملیات کربلای 4 و اظهارات بعدی مقامات نظامی این کشور دلالت بر این داشت که وسیله هوشیاری دشمن صرفاً مشاهده تحرکات نیروهای ایرانی نبـود، بلکه آنها عمدتـاً بــراطلاعات واصله از دستگاه جاسوسی آمریکا تکیه داشتند.

چنـانکـه قبـلاً اشـاره شد، در آن مقـطـع ارائـه اطـلاعـات نـظـامی بـه عـراق و مقابـله با هر گونه پیروزی جمهوری اسلامی، به عنوان یک مسئله اساسی و اصولی برای آمریکا مطرح بود چون با تزلزل حاکمیت عراق، روسها از موقعیت به دست آمده نهایت بهره‌برداری را می‌نمودند.

اظهارات بعدی برخی از مقامات عراقی در مورد اهداف عملیات و نتایج آن حاکی از آن است که اطلاعات ارسالی به عراق حاوی نکات قابل ملاحظه‌ای بوده است:

«هـدف ایـران شهـر بـصره بـوده و هست … ایرانی ها اگر موفق می‌شدند هدف های خود را تحقق بخشند، ارتباط میان سپاه سوم و هفتم را قطع می‌کردند و تمام فاو ،خورعبدالله و شمال بصره را به اشغال خود در می‌آوردند. علت شکست کنونی این است که ما آماده بودیم و نقشه‌های لازم را طرح کردیم … و از درسهای فاو استفاده نمودیم.»
 
نکته قابل توجه در اظهارات بعدی عدنان خیرالله، اشاره مستقیم وی به اطلاعات واصله از آمریکا بود. وزیر دفاع عراق ضمن تشکّر از آمریکا اظهار داشت:

«ما بـه خاطر ایـن اطلاعات از آنان تشکّر می‌کنیم. امـا به آنان خاطر نشان می‌کنیم که در مقایسه با برخوردشان با ایران، در این مورد تعادل برقرار نبوده است.»

ب: استفاده از تجارب عملیات فاو توسط عراق :

اتـخـاذ استراتژی دفـاع متحرک عـلاوه بر اهـداف اصلی، تناظر بـر این امر بود که دشمن با ایجاد تأخیر در عملیات بعدی جمهوری اسلامی که مرتباً تبلیغات آن نیز در سطح کشور صورت می‌گرفت، تلاش کرد که تا از یکسو زمین عمومی منطقه فاو تا بصره را مسلح نماید و امکان ادامه عملیات فاو را دراین منطقه از بین ببرد و ازسوی دیگرتدابیری برای مقابله با تاکتیکهای ویژه آن عملیات بیندیشد.

عراقیها طی فرصت حاصله توانستند با توجه به تاکتیک نیروهای سپاه برای عبور از رودخانه که عمدتاً متکی به نیروهای غوّاص بود و با در نظر گرفتن شرایط و وضعیت جزر و مّد آب، تاکتیک های جدیدی را برای مقابله با نیروی غّواص اتخاذ کنند.

 روزنامه ساندی تلگراف نوشت:

«پیروزی عراق، آن حماسه نظامی که عدنان خیرالله ادعا کرده، نبود. اما ثابت کرد که مراکز دفاعی عراق می‌تواند در مقابل ایران مقاومت کند.»

بنابراین، در آستانه عملیات کربلای 4 دشمن بااستفاده از یک فرصت ده ماهه با مسلح کردن زمین منطقه، ایجاد مواضع و استحکامات در ساحل رودخانه و همچنین آرایش سلاح برای پوشاندن سطح آب جهت ممانعت از حرکت نیروهای غواص و سایر اقدامات، از آمادگی لازم برای مقابله با تهاجم رزمندگان اسلام برخوردار شده بود.

بازتاب عملیات کربلای 4:

عراقیها که از مدتها قبل نسبت به اجرای عملیات گسترده و سرنوشت‌ساز از سوی ایران، دراضطراب و نگرانی بودند،بلافاصله پس از عدم حصول نتیجه مطلوب ایران از عملیات مزبور، تبلیغات وسیعی را مبنی بر شکست نبرد سرنوشت‌ساز آغاز کردند. عراقیها با تأکید بر گستردگی این عملیات با هدف تصرف بصره، در نظر داشتند بر پیروزی عراق تأکید نمایند. فرمانده سپاه هفتم عراق طی مصاحبه‌ای، در مورد عملیات اظهار داشت:

«هدف ایران ازحمله اخیر به خاک عراق، اشغال منطقه بصره و یکسره کردن جنگ به نفع خود بود …حمله اخیر ایران یک حمله گسترده و وسیع بود و شکست آن موجب متلاشی شدن نیروهای ایران گردید. اما این بدان معنا نیست که ایران بار دیگر نیروهای خود را جمع‌آوری نکرده و به عراق حمله نکند.»

فرمانده سپاه سوم عراق نیز طی مصاحبه‌ای، با اشاره به تاکتیک عملیات و عواقب زیان‌آور آن برای عراق در صورت پیروزی ایران، گفت:
 
 
«خطرناکترین محور عملیاتی جنوب،حّد فاصل مرزهای مشترک میان سپاههای هفتم و سوم می‌باشد، زیرا از طریق سپاه سوم می‌توان به منطقه شلمچه نفوذ کرد واز آنجا به ابوالخصیب و سپس به بصره راه یافت و از منطقه سپاه هفتم می‌توان با نفوذ به عمق آن، به پشت سپاه هفتم رسید.»
در میان عکس‌العملهایی که به دنبال عملیات کربلای 4 در محافل سیاسی ـ نظامی و رسانه‌های عمومی جهان به وجودآمد، هیاهوی تبلیغاتی عراق مبنی بر شکست عملیات سرنوشت‌ساز، بیش از سایر مسائل مورد توجه قرار گرفته و اظهارات گوناگون را سبب گردید.در مرحله اول، برخی از رسانه‌ها سروصدای زیاد عراق را بنا به وضعیت خاّص سیاسی حاکمان عراق، تلاش در جهت افزایش ثبات سیاسی ـ نظامی و تقویت روحیه ارتش عراق تلقی کردند، چنانکه روزنامه دی‌ولت نوشت:«سر و صدای زیاد عراق مبنی بر کسب پیروزی، برای دامن زدن به جنگ روانی است. این‌گونه اعمال برای تقویت روحیه مردم عراق بود دلیلی بر خسته بودن مردم این کشور از جنگ می‌باشد.»

در همین زمینه، روزنامه تایمز مالی اقدامات تبلیغاتی عراق را به عنوان کودتای تبلیغاتی برای صدام ذکر کرده، نوشت:

«دیپلمات ها در بغداد و مقامات واشنگتن این عملیات را کوچکتر از آنچه که ادعا شده، دانسته‌اند. دیپلمات ها معتقدند که این پیروزی عراق یک کودتای تبلیغاتی به موقع برای صدام، در پایان سالی که در آن عراق  فاو را از دست داده بود به حساب می‌آید."

در میان عکس‌العملهایی که به دنبال عملیات کربلای 4 در محافل سیاسی ـ نظامی و رسانه‌های عمومی جهان به وجودآمد، هیاهوی تبلیغاتی عراق مبنی بر شکست عملیات سرنوشت‌ساز، بیش از سایر مسائل مورد توجه قرار گرفته و اظهارات گوناگون را سبب گردید.

علاوه برمطالبی که نسبت به ناباوری صاحبنظران سیاسی ـ نظامی درخصوص تبلیغات عراق ذکر شد، عامل اساسی‌تر، عدم مشابهت عملیات کربلای 4 با خصوصیات یک عملیات گسترده، در مقایسه با گذشته جنگ بود.

تنهاروزنامه ایندیپندنت در این زمینه نوشت:

«شکی نیست که این عملیات یک حمله گسترده و عمده به شمار می‌آید، ولی به هیچ‌وجه نمی‌توان آن را حمله نهایی دانست. ایران در این منطقه تعداد زیادی نیرو مستقر کرده است که در حمله اخیر، عمدة آنها شرکت نداشتند.»

گذشته از اینها، تحلیل های دیگری بر اساس نتیجه عملیات کربلای 4 ارائه شد که بعضاً آمادگی و قوّت عراق را در خصوص رویارویی با تهاجمات قوای نظامی ایران خاطر نشان می‌ساخت. در این زمینه روزنامه ساندی تلگراف نوشت:

«پیروزی عراق، آن حماسه نظامی که عدنان خیرالله ادعا کرده، نبود. اما ثابت کرد که مراکز دفاعی عراق می‌تواند در مقابل ایران مقاومت کند.»

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

منبع : برگرفته از کتاب سیری در جنگ های ایران و عراق

تبیان





طبقه بندی: عـمـلـیـاتـهـا، 
برچسب ها: عملیات کربلای 4 عملیاتی که لو رفت،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1396/10/3 توسط مـحـمـدرضـا قـاسـمـی

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.






تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک