شب عمل کرده بودیم ، والفجرمقدماتی رو میگم سال 1361 چه شب بودی بچه هایی که بودن میدونن چی میگم از ته دل آه می کشن ... شب سرد و بیرحمی داشتیم ( اگه فرصت کردم مطلبی بنام نبرد در جلو کانال را مینویسم اونجا ترسیم می کنم... ) زخمی بودم ... توی سنگر در سینه خاکریز ، از فرط خستگی و جراحت در حال استراحت زیر باران گلوله های جور واجور ... نخواسته بودم که عقب برم آخه دوری از دوستان بخصوص کریم آقاجانی ... آه کریم کی میداند کی بود ، محمد لرستانی ، محمود شیخی و ... تو یه دسته بودیم سخت بود که گردانی رفتیم اما ، کمتر از گروهانی برگشتیم ... دشمن مرتب آتش می ریخت ، اما امید داشتیم که شب بشه شاید بچه ها را بتونیم بیاریم ... یه لحظه دیدم در چند متری پایین خاکریز آتش و خون و خاک و گوشت درهم پیچیدند ، در این هنگامه آتش و خون ... وفریاد ... یا مهدی ... یامهدی ... فرهاد جباری ، محمود رمضانی و سلطانمحمد حسینی بهم آمیختند ...





ادامه مطلب

طبقه بندی: بـرگـی از خـاطـرات، 
برچسب ها: خاطرات دفاع مقدس از برادر رزمنده حمید حسن زاده از ترکالکی،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1396/08/29 توسط مـحـمـدرضـا قـاسـمـی

امروز هجدهم بهمن ماه است
روزی كه در سال ٦١ عملیات والفجر مقدماتی شروع شد و تعدادی از عزیزان گردان شرافت
و گردان حضرت ابولفضل به شهادت رسیدند . و گروهی نیز بهمراه بنده افتخار  اسارت پیدا
كردیم . گردانهای شهید شرافت وحضرت ابولفضل متشكل بود از نیروهای بسیجی و سپاهی از شهرستانهای شوشتر . گتوند .
تركالكی . جنت مكان . شعبیه
و عقیلی و روستاهای حومه
گردان حضرت ابولفضل با تعدای حدود چهارصد نیروی با تجربه عملیاتی دارای چهار گروهان بود
مأموریت ما شكستن خط مقدم دشمن و پیشروی تا پل غزیله عراق كه نرسیده به شهر العماره عراق بود . شب ٦١/١١/١٧ پس از عبور از تنگه رقابیه آغاز و دستور عملیات از طرف فرمانده لشكر امام حسن مجتبی شهید حسن درویش رسید . و عملیات والفجر مقدماتی با رمز یا علی ابن ابی طالب آغاز شد . فرمانده تیپ ما سردار نهاوندی بود كه خودش در جنگل امقر حضور داشت و ساعت ٩ شب دستور حركت داد . نیروهای گردان حضرت ابوالفضل برای رویارویی با متجاوزان سر از پا نمی شناختند . پس از ده كیلومتر حركت در ماسه كه بسیار خسته كننده است .




ادامه مطلب

طبقه بندی: بـرگـی از خـاطـرات، 
برچسب ها: خاطرات دفاع مقدس از برادر رزمنده و آزاده سردار حاج رحیم آقایی از گتوند،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1396/08/29 توسط مـحـمـدرضـا قـاسـمـی

سال ۱۳۶۹ در اداره آموزش ‌و پرورش گتوند بودم ، در یکی از روزها جانبازی ۷۰ درصد با موتورسیکلت سه‌چرخ وارد حیاط اداره شد ، به من اطلاع دادند ، من بلافاصله از اتاق بیرون آمده ، در حیاط اداره نگاه کردم تا او را دیدم ، انگار که جبهه و سنگر و دعا و مناجات و کوهی از صبر را می‌بینم ...

از خود ببخود شده سرو صورت او را بوسیدم ، به او گفتم بفرما در خدمتم ، گفت میخوام دیپلم رو بگیرم برم دانشگاه برای درس فلسفه منطق یه دبیر میخوام ...

 گفتم خودم میام رشته درسی من بهش میخوره ، روز بعد در مسیر رفتن به خانه‌اش در ترکالکی با خود می‌گفتم چگونه می‌توانم دبیر کسی باشم که خودم باید از او درس ایثار و از خود گذشتگی و صبر بیاموزم ، چگونه باید برهان ابن سینا را در اثبات واجب والوجود و خدا بیان کنم ...

آری او را معلم واقعی و خود را دانش آموز دانسته و هنوز هم او معلم واقعی من است ...






ادامه مطلب

طبقه بندی: بـرگـی از خـاطـرات، 
برچسب ها: خاطرات دفاع مقدس از برادر رزمنده حاج سیف الله کریمی زاده از گتوند،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1396/08/29 توسط مـحـمـدرضـا قـاسـمـی


در عملیات والفجر مقدماتی گروه ۴۰ نفر فدایی خط شکن بود که از بچه های شوشتر و گتوند زیر نظر اطلاعات و طرح عملیات لشکر ۱۵ امام حسن (ع) بود که آموزشهای خاص جنگ  تن تن و غافلگیری این عملیات با تاخیر انجام شد و چون اوضاع سیاسی ایران و نمایش قدرت ایران بستگی به عملیاتها بود انجام شد ... بعضی نکات گفتنی را عذر خواهی میکنم اما گفتنیهای آن روزگار برای عضو شدن در گروه ۴۰ نفر فدایی دعوا بود ... میگفتند بابا فلانی و فلانی چون با حج رحیم دوستند پارتی دارند رفتند فدایی شدند ... عزیزان حسادت و رقابت سالم سبقت بود تا خودشان را برای شهادت عرضه کنند که آیا معشوق انتخاب میکند ... شهدایی چون کیومرث خدابخشی ، احمدرضا پورمرادی ، محمدحسن مرادی و چند نفر از برادران دیگر که زخمی و یا سالم بر گشتند که شرح عملیات و نحوه عملیات و مناطق  مرحله مرحله خدمت عزیزان خواهم بود ...





ادامه مطلب

طبقه بندی: بـرگـی از خـاطـرات، 
برچسب ها: خاطرات دفاع مقدس از برادر رزمنده حاج علی ضامن مرادی از گتوند،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1396/08/29 توسط مـحـمـدرضـا قـاسـمـی

 
شـرهـانـی جـایـی اسـت کـه بـچـه هـای گـروه تـفـحـص زیـر لـب زمـزمـه مـی کـنـنـد:
خـاک را یـک سـو بـزن آرام تـر خـفـتـه ایـنـجـا یـار مـفـقـود الـاثـر .... ایـنـجـا سـرزمـیـن گـمـنـام هـاسـت. ایـنـجـا سـرزمـیـن بـیـنـام و نـشـان هـاسـت .

شـرهـانـی در حـقـیـقـت دشـت شـقـایـق‌هـاسـت ، شـرهـانـی در مـفـهـوم عـربـی یـعـنـی دشـت بـاز . مـنتطـقـه عـمـلـیـاتـی شـرهـانـی بـا شـهـر تـرکـالـکـی 180 کـیـلـومـتـر فـاصـلـه دارد .  شـرهـانـی در 65 کـیـلـومـتـری شـهـرسـتـان دهـلـران واقـع شـده اسـت. ایـن یـادمـان در نـزدیـکـی پـاسـگـاه چـم‌سـری در مـحـدوده فـکـه شـمـالـی نـزدیـک بـه زبـیـدات عـراق و در 70 کـیـلـومـتـری اسـتـان الـعـمـاره عـراق قـرار دارد .

رودخـانـه دو بـرج در 7 کـیـلـومـتـری شـرهـانـی قـرار دارد . ایـن رودخـانـه بـه عـرض بـیـش از 10 مـتـر بـه وسـیـلـه بـاران‌هـای فـصـلـی چـنـد بـرابـر شـده اسـت . زمـانـی کـه تـعـدادی از رزمـنـدگـان اسـلـام از لـشـکـر 14 امـام حـسـیـن (ع) کـه از بـچـه‌هـای اصـفـهـان بـودنـد ، در حـیـن عـمـلـیـات مـحـرم  در حـاشـیـه ایـن رودخـانـه مـسـتـقـر شـده بـودنـد بـه دلـیـل عـدم آگـاهـی حـاشـیـه را تـرک نـکـرده بـودنـد تـا ایـنـکـه سـیـلـی نـا‌بـهـنـگـام و بـه دلـیـل بـارش‌هـای فـصـلـی بـاعـث غـرق شـدن 360 تـن از فـرزنـدان جـان بـرکـف خـمـیـنـی عـزیـز  مـی‌شـود و هـمـگـی  بـه فـیـض شـهـادت نـائـل مـی‌آیـنـد .

عملیاتهای که در این منطقه انجام شد : عملیات محرم - عملیات والفجر مقدماتی - عملیات والفجر 1

معرفی کانال شرهانی : طول 90 کیلومتر از شرهانی تا فکه  - عرض 4 متر - عمق 6 متر - زمان تاسیس 1360 - مجری طرح رژیم بعث عراق با شرکتهای فرانسوی.


هدف از ایجاد کانال : انسداد و تاخیر در حرکت نیروهای لشکر اسلام و دیگر ویژگی حفر این کانال انتقال خاک حفاری شده  این کانال به نقاط نامعلوم  و وجود انواع مین و سیم خاردار که سد کننده حرکت نیروهاست .


     

     

   




ادامه مطلب

طبقه بندی: مناطق عملیاتی(یادمانها)، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1396/08/10 توسط مـحـمـدرضـا قـاسـمـی





منحنی جذب نیروی مردمی از عملیات ثامن الائمه(ع) تا عملیات بیت المقدس رشد فوق العاده ای را نشان م داد . لیکن حرکت این منحنی در حد فاصل عملیات بیت المقدس تا عملیات رمضان از روند یکنواختی برخوردار شد . برهمین اساس ، سپاه با حرکتی جهشی تیپ های مستقل خود را به لشکر تبدیل کرد و نیروی زمینی تشکیل داد و عملیات محرم را در قالب سازمان جدید به اجرا گذاشت . در عملیات محرم ضرورت آزادسازی ارتفاعات مرزی و تصرف جا پا و سرپل مناسب در منطقه العماره مد نظر قرار داشت . در این عملیات که با طراحی و فرماندهی مشترک سپاه و ارتش اجرا شد رزمندگان خودی در سه مرحله موفق شدند ارتفاعات 400 و 298 حوزه نفتی بیات ، نهر عنبر ، پل و پاسگاه چم سری و موسیان را آزاد کنند . علاوه بر این جاده عین خوش دهلران نیز از دید دشمن خارج شد و در مقابل شهرک طیب عراق در دید و تیررس خودی در آمد . گفتنی است که سه رودخانه میمه ، دویرج و چیخواب صلی هستند و بارندگی آب آنها را تا ده برابر می افزاید ، هنگام اجرای عملیات محرم نیز بر اثر بارش باران شدید برخی از رزمندگان خودی گرفتار سیلاب و جریان تند رودخانه دویرج شدند و اهداف این محور به تمامی تصرف نشد .

نام عملیات : محرم

زمان اجرا : 1361/8/10  ساعت 22  و  طی 3 مرحله و  7 روز

مكان اجرا : شرهانی - موسیان - عین خوشزبیدات- رود دویرج

رمز عملیات : یا زینب ( سلام الله علیها )

اهداف عملیات : آزاد سازی ارتفاعات مرزی حمرین


شـهـدای پـدافـنـدی آبـان مـاه شـهـر تـرکـالـکـی :


1 - شهید شهید قربان اكبری  /  شهادت :  1359/8/28  نبرد تن به تن سوسنگرد

2 - شهید شهید محمد نصیری  /  شهادت :  1376/8/12  درگیری با اشرار مرز ایران و ترکیه





ادامه مطلب

طبقه بندی: عـمـلـیـاتـهـا، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1396/08/10 توسط مـحـمـدرضـا قـاسـمـی
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1396/08/1 توسط مـحـمـدرضـا قـاسـمـی





تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک